سيد جلال الدين آشتيانى
33
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
بدرجات عاليه بنجف اشرف سفر نمودند و مدتها بدرس مرحوم آخوند خراسانى استاد و محقق نامدار عصر خود ، حاضر شدهاند . در دوران زعامت مرحوم مغفور له آيتالله العظمى حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى « نوّر اللّه مضجعه » ساليان متمادى مرحوم شاهآبادى در حوزهء علميهء قم تدريس مىفرمودند « 14 » . آقاى شاهآبادى هر طالب مستعدى را از فيض وجود خود بهرهمند مىساختند كتب منقول و معقول را از كفايه و مكاسب و رسائل گرفته تا اسفار و شواهد و مبدأ و معاد ملا صدرا و شرح فصوص و مصباح الانس را درس مىدادند . حضرت استاد علّامه آيتالله العظمى امام « ادام اللّه ظله الظليل على رءوس المسلمين » در عرفان و تصوّف اسلامى تلميذ اين عارف نامدارند و گويا معظّم له شاگرد منحصر بفرد شاهآبادى مىباشند . امام « مدّ ظله » از اساتيد بزرگ عرفان در قرن اخيرند و ذوق و استعداد خاص در مبانى عقلى و عرفانى دارند از معظّم له دو رسالهء نفيس ، يكى مصباح الهداية فى النبوّة و الولاية و ديگر رسالهاى در شرح دعاى سحر ، چاپ شده است كه حاكى از تبحّر و تدرّب آن استاد عاليقدر مىباشد . امام بر مصباح الانس حمزه فنارى ، شرح مفتاح الغيب شيخ كبير صدر الدين قونوى بطور متفرقه حواشى دقيقى مرقوم داشتهاند و بر مقدمه قيصرى و بر برخى از مواضع فصوص تعليقات دارند . امام خمينى « جعلنى الله عن كل مكروه فداه » در حكمت متعاليه به روش صدر الحكماء و العرفا آخوند ملا صدرا استاد مسلّم و در حقيقت بدون مجامله بايد گفت كه آن جناب خاتم حكما و عرفا در عصر ما مىباشند . و بمرحوم شاهآبادى اعتقاد راسخ دارند مرحوم شاهآبادى مطلقا اعتنا بگفته مخالفان فلسفه و عرفان نداشت مانند كوه استوار بود و در فكر او اين معنا كه از انغماز در الهيّات و عرفان ممكن است
--> ( 14 ) - نگارنده در اوايل دوران طلبگى هر وقت به طهران سفر مىكردم به نماز آقاى شاهآبادى حاضر مىشدم ، ايشان بعد از نماز اصول و عقايد تدريس مىكرد و مريدان خاصّى داشت كه محضر فيض او را غنيمت مىشمردند ولى مطالبى را كه بيان مىفرمودند در سطح بالا قرار داشت . مرحوم آقا ميرزا مهدى آشتيانى هم به همين روش اصول و عقايد درس مىداد و مريدان خاصّى داشت كه همه با ذوق بودند . مرحوم آقا ميرزا مهدى سعى داشتند كه مطالب را نحوى بيان كنند كه مستمعين از آن بهرهمند شوند ولى در اثناء بحث عالىترين مسائل عرفانى و فلسفى را با شوق و حال خاص تقرير مىكردند كه با سطح فكر مستمعان تناسب نداشت .